تخت جمشید در حال تخریب است!
تخت جمشید،مجموعه ای از کاخهای بسیار باشکوهی است که ساخت آنها در سال 512 قبل از میلاد آغاز شد و اتمام آن 150 سال به طول انجامید.

تخت جمشید در محوطه وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است . این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرسپولیس خوانده اند ساخته شده است .
ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شد. نخست صفه یاتختگاه بلندی را آماده کردند و روی آن تالار آپادانا و پله های اصلی و کاخ تچرا را ساختند . پس از داریوش ، پسرش خشایارشا تالار هدیش را بنا نمود و طرح بنای تالار صد ستون را ریخت . اردشیر اول تالار صد ستون را تمام کرد . اردشیر سوم ساختمان را آغاز کرد که ناتمام ماند . این ساختمانها بر روی پایه هایی ساخته شــده که قسمتـی از آنها صخره های عظیم و یکپارچه بوده و یا آنها را در کوه تراشیده اند .
معماری هخامنشی ، هنری است امتزاجی که از سبک معماریهای بابل و آشور و مصر و شهرهای یونانی آسیای صغیر و قوم اورارتو اقتباس شده و با هنر نمایی و ابتکار روح ایرانی نوع مستقلی را از معماری پدید آورده است . هخامنشیان با ساختن این ابنیه ی عظیم می خواستند عظمت شاهنشاهی بزرگ خود را به جهانیان نشان دهند.
طرح اصلی ساختمان تخت جمشید دردوران فرمانروایی داریوش بزرگ ریخته شد. از همان نخست تعداد و محل کاخ ها، عمارت ها و کاربردهای جداگانه هر یک معین ومشخص شد.
برای برپایی این بنا از سه نوع مصالح ساختمانی عمده ( چوب، خشت های خام و پخته و سنگ های آهکی محلی ) استفاده شده است. چوب هایی که در محل تهیه می شد با ذوق و سلیقه طراحان و معماران سازگار نبود وناگزیر بودند چوب های در خور کاخ های تخت جمشید را از دور دست ها حمل کنند. برای مثال،تیرهای زیر از چوب درخت سدر بوده که در آن زمان فقط در لبنان می روییده است.
تخت جشمید در حال متلاشی شدن است آیا این عنوانی خواهد بود که نسلهای آینده در کتابهای تاریخ خود در مورد تخت جمشید خواهند خواند؟ آیا تخت جمشید تا سده های بعد متلاشی خواهد شد ؟
خشت های گلی در ساختن دیوارها و روپوش سقف ها به کار می رفت که دوام چندانی نداشت. این خشت را باران می شست و با بر اثر زمین لرزه فرو می ریخت. سنگ های کوه رحمت برای سنگتراشان و معماران جمشید از هر جهت مناسب بود.
این سنگ های آهکی بسیار سخت و محکم اند و رنگ های طبیعی گوناگون سفید، کهربایی، دودی و سیاه دارند که خوب تراشیده می شوند. به ویژه نوع سیاه آن که بر اثر صیقل به شکل مرمر در می آید. بسیاری از قطعه سنگ ها را گیرهای آهنی به نام \" دم چلچله \" به هم متصل کرده اند.
در حد فاصل سنگ ها از ملات استفاده نشده است. دیوارها را با آجر لعابدار و کف اتاق ها را با گچکاری می پوشاندند. روی درها با قطعات زر وسیم آراسته شده بود. پرده های بزرگ رنگی بر زیبایی درون و برون کاخ ها می افزود. فرش های نفیس کف اتاق ها چشمان را خیره می کرد.
عملا امکان نداشت که ساختمان تخت جمشید در دوران شاهی داریوش بزرگ به پایان برسد. کار ساخت این بنای عظیم در طول حکومت پسر او خشایار شا اول و نوه اش اردشیر اول ادامه یافت. بدین تربیت ساخت بنا نزدیک به150تا 200 سال طول کشید.اما تخت جمشید با این همه شکوه و عظمت که باشکوه ترین میراث تاریخی ایران است دچار مشکلاتی شده که دوستداران میراث تاریخی کشور را نگران کرده است .
اما تخت جمشید با این همه شکوه و عظمت که باشکوه ترین میراث تاریخی ایران است دچار مشکلاتی شده که دوستداران میراث تاریخی کشور را نگران کرده است
تخت جشمید در حال متلاشی شدن است آیا این عنوانی خواهد بود که نسلهای آینده در کتابهای تاریخ خود در مورد تخت جمشید خواهند خواند؟ آیا تخت جمشید تا سده های بعد متلاشی خواهد شد ؟
ترکهای متعددی که در تخت جمشید ایجاد شده، این بنا را در معرض ریزش و آسیب جدی قرار داده است.
تخمت جمشید همواره به عنوان یکی از بناهای شاخص ایران مطرح بوده است.
این بنای جهانی البته مورد آسیب های مختلفی قرار گرفته که ازجمله آن می توان به رطوبت اشاره کرد که این بنای جهانی را مورد تهدید قرار داده است.
اما ترکهایی که اکنون در این بنای جهانی دیده می شود نیز بر شدت آسیب های این بنا افزوده و این امربر نگرانی دوستداران میراث فرهنگیرا افزوده است.

یکی از موضوعاتی که با توجه به مرور زمان شاهد افزایش آن در مجموعه جهانی تخت جمشید هستیم مربوط به افزوده شدن ترکهایی بین سنگها، ستون ها و کاخهای این مجموعه است.
زمانی که از پلکان وارد تخت جمشید می شویم، در دروازه ملل ستون هایی وجود دارد که این ستون ها ترک هایی خورده و جدید است.
به مرور زمان سنگ ها تحت تاثیر فرسایش و باران های اسیدی، شرایط آب و هوایی و مرور زمان فسیل شده و یکسری ترکهایی در آن به وجود می آید و طی مدت اخیر به دلیل کنترل نکردن از سوی مسئولان و متخصصان این ترک ها روز به روز بیشتر شده است.باتوجه به اینکه ترکهای متعدد به وفور در کاخ ها دیده می شودنیازمند است کارشناسی دقیق برای جلوگیری از پیشرفت این ترک ها انجام و با برنامه ریزی از آن جلوگیری به عمل آید. اگر این روند ادامه داشته باشد در آینده ای نه چندان دور با فروپاشی نمای کنونی رو به رو خواهیم بود زیرا هر لحظه بر ترکهای سنگ یا دیواره ها افزوده می شود.
اما مشکل دیگری که باشکوه ترین میراث تاریخی ایران را تهدید می کندنفوذ آب باران در بخشهای گوناگون تخت جمشید و ایجاد نم شدید در بنا موجب شده است که هر ساله سنگهای دو هزار و پانصد ساله این بنای ملی وتاریخی متلاشی شوند. عدم اجرای راهکارهای مناسب برای هدایت آب باران در تخت جمشید باعث شده است که هر ساله با شروع بارندگیها، محوطه های گوناگون این بنا به استخرهای بزرگی تبدیل که در نهایت منجر به متلاشی شدن سنگها و نابودی کلی تخت جمشید شود. این امر باعث شده که کارشناسان بر این نکته تاکید کنند که به رغم اینکه تا به حال کُنشی برای نم زدایی و جلوگیری از نابودی بنا انجام نپذیرفته است، اکنون خطر بزرگی بر اثر رخنه نم درتختگاه تخت جمشید، این بنای با ارزش را تهدید می کند که به مرور زمان و با گذشت سالهای متمادی و رخنه نم بیشتر در سنگها و پی بناهای موجود روندنابودی سریعتر آن می شود.
باتوجه به اینکه در مجموعه جهانی تحت جمشید مدیریت بحران وجود ندارد، اگر برای این مجموعه مدیریت بحران در نظر گرفته شود می توان از خطراتی که مجموعه را تهدید می کند جلوگیری کرد. از این رو ضروری است کارشناسان راهکارهای اساسی را ارائه دهند.
سخن برگزیده
دست نیافتنی تری...
در اوج زیبایی اگر بی ارزش باشی
دست به دست می چرخی...
بهترین نوع بشر از جنس آدم کوروش است
بهترین نوع بشر از جنس آدم کوروش است
جلوه ای از مهر یزدانی بود اندیشه اش
مظهر منشور آزادی در عالم کوروش است
آنکه نامش لرزه اندازد بر اندام ستم
یا که گیرد بار غم از دوش رستم کوروش است
تا ببینی جلوه ی او چشم دل را باز کن
منظر نور اهورایی مسلم کوروش است
آنکه بعد از کسب پیروزی به میدان نبرد
آشیان ها را نمی پاشد زهم کوروش است
ای که از زخم زبانها بر نمی دارید دست
آنکه بر زخم زبانها بود مرهم کوروش است
هر سبک عهدی نگردد در جهان تاریخ ساز
آن که با تاریخ دارد عهد محکم کوروش است
اردبزرگ
ارد بزرگ
چند سخن زیبا از پدر ایران زمین: کوروش بزرگ
اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.
آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است .
سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد .
افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.
پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر.
کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم .
کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید .
انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند .
همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.
تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است .
دشوارترین قدم، همان قدم اول است .
عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید .
آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد .
وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.
سردار از یاد رفته: آریو برزن
آریو برزن
آریو برزن نام سردار ایرانی بود که در کوههای پارس در برابر سپاه اسکندر مقدونی ایستادگی کرد و خود و سربازانش تا واپسین تن کشته شدند.نام آریوبرزن در پارسی کنونی به گونه آریابرزین هم گفته و نوشته میشود که به معنی ایرانی باشکوه است.
خدمات کوروش کبیر به ایرانیان
امپراتوری ایران در زمان کوروش که نام او در غرب با قلب تلفظ حروف یونانی، سیروس و سایرس، گفته می شود از هند تا مرمره و از سیردریا (رود سیحون) تا دریای سرخ امتداد داشت که پسر او کامبیر (کامبوزیا = کامبوجیا = کمبوجیه) بر وسعت آن افزود و داریوش بزرگ و پسرش خشایارشا قلمرو ایران را گسترش بیشتری دادند که بیش از دو قرن بزرگترین قدرت و تنها ابرقدرت جهان بود با فرهنگ و تمدنی درخشان و بی مانند.
کوروش برای اخراج طوایف آرال که از سیردریا گذشته وارد سغدیانا و سرزمین پارسیان در فرارود (تاجیکستان امروز و ...) شده بودند به این منطقه رفته بود که به سوی او که سوار بر ارابه بود و سربازانش را در میدان نبرد هدایت می کرد زوبینی پرتاب شد و عمر وی پایان یافت.
با وجود درگذشت کوروش، سربازان او جنگ را بردند و مهاجمان را به آن سوی سیردریا عقب راندند. ( سغد اینک یک ایالت تاجیکستان و فرماندارنشین آن، شهر باستانی خجند است).
برخی از مورخان درگذشت کوروش بزرگ را در منطقه فرارود نتیجه بیماری نوشته اند، نه اصابت زوبین. آرالی ها تمدنی عقب مانده و غیر قابل قبول برای ایرانیان داشتند و کوروش مایل به آلوده شدن ایرانیان به این تمدن [از جمله همبستر شدن علنی با زنانشان] نبود.
موسس و پدر کشور ایران که مادرش ماد و پدرش پارس بود در میدانهای جنگ، همیشه در میان سربازان بود و از آنان جدا نمی شد و (اگر نوشته مورخان یونانی درست باشد) جان خود را بر سر همین روش گذارد. او بارها گفته بود که نباید سرباز جان برکف نهد و بجنگد و افتخار پیروزی نصیب شاه شود که دور از میدان جنگ در چادر خود درمیان نیروهای محافظ و اسبان آماده برای فرار می آساید.
جنازه کوروش همچنان که وصیت کرده بود به پاسارگاد منتقل و مدفون شد که آرامگاه او تا به امروز باقی مانده و هموطنان پس از 25 قرن همچنان برای ادای احترام نسبت به او به پاسادگاد می روند.
کوروش در بابل و پس از صدور اعلامیه ای که امروز نخستین منشور اتحاد ملل و حقوق بشر نام برده می شود وصیت کرده بود صرف نظر از محل مرگ او، باید در پاسارگاد دفن شود. کوروش هنگام تعیین محل دفن خود از این که برای مدتی بسیار طولانی، جسد او قطعه زمینی را از ثمر دادن باز می دارد از مردم ایران (قبلا) پوزش خواسته بود.
کوروش جهانی فکر می کرد و همه ملتها را متساوی الحقوق می دانست و عقیده به ایجاد یک دولت جهانی مجهز به اخلاقیات داشت تا جنگها و خونریزی ها پایان یابد و یک قانون واحد حاکم بر روابط ملتها باشد.
اعلامیه او پس از فتح بابل که سلطانش به آزار دادن سایر ملل و نیز اتباع خود شهرت داشت، نخستین منشور ملل متحد و اعلامیه حقوق بشر شناخته شده و نگهداری می شود.
کوروش دین ایرانیان (آیین زرتشت) را به ملل دیگر تحمیل نکرد. وی شورائی از سران ملل تابعه به ریاست خود تشکیل داده بود و امپراتوری او در حقیقت یک جامعه مشترک المنافع بود و شرط عضویت در این جامعه دادن آزادی به مردم محل، بر قراری حکومت قانون، منع بردگی و قطع ظلم و تعدی بود.
ارتش کوروش سربازان اسیر را به بردگی نمی فروخت و اموال ملت مغلوب را مصادره و غارت نمی کرد. یهودیان در کتاب مقدس خود کوروش را "آزادیبخش" و او را یک مسیح خوانده اند. کوروش اسیران یهودی دولت بابل را آزاد کرد و به وطن خود بازگردانید و با پول ایران شهرهایشان را که به دست سلطان بابل ویران شده بود مرمت و نوسازی کرد.
7 آبان روز جهانی کوروش کبیر

7 آبان زادروز پدر ایران ، بنیانگذار حقوق بشر ، کوروش بزرگ
برشما نوادگان کوروش و دوستان آریایی خجسته باد
دستور دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا بدنم اجزای خاک ایران را تشکیل بدهد .
کوروش کبیر
سالروز كوروش بزرگ

۷ آبان ماه روز جهاني كوروش بزرگ نام گذاري شده است.
منشور کورش بزرگ
منشور کورش بزرگ (اولین اعلامیه حقوق بشر)
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند.
در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياری نشستم، مردوک (مردوخ = خدای بابلیان)، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد.
نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.
برده داری را بر انداختم، به بدبختیهای آنان پایان بخشیدم. ...
من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.
فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارند.
خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ...
او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت.
ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ...
من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم.
فرمان دادم تمام نیایشگاههایی را که بسته شده بود، بگشایند.
همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم، باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند ...
من برای همه مردم جامعهای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.
من به تمام سنتها، و ادیان بابل و اکد و سایر کشورهای زیر فرمانم احترام میگذارم.
همه ی مردم در سرزمینهای زیر فرمان من .در انتخاب دین، کار و محل زندگی آزادند.
تا زمانی که من زنده ام هیچکس اجازه ندارد اموال ودارایی های دیگری را با زور تصاحب کند.
اجازه نخواهم داد کسی دیگری را مجبور به انجام کار بدون دریافت مزد کند.
هیچکس نباید به خاطر جرمی که اقوام یا بستگان او مرتکب شدهاند تنبیه شود.
من جلوی برده داری و برده فروشی از زن و مرد را می گیرم و کارکنان دولت من نیز چنین کنند تا زمانیکه این سنت زشت از روی زمین برچیده شود.
شهرهای ویران شده در آنسوی دجله و عبادتگاه های آنها را خواهم ساخت تا ساکنین آنجا که به بردگی به بابل آورده شدهاند بتوانند به خانه و سرزمین خود بازگردند.»

کوروش بـــــــــــــــــــــــــــــــــــزرگ
کوروش بزرگ. اولین فرمان روا سلسله ی بزرگ جهان یعنی امپراتوری هخامنشیان در ایران است که از سال ۵۵۵ قبل از میلاد در ایران و بیش از نیمی از جهان حکومت واحدی داشت و در سال ۳۳۰ قبل از میلاد با شکست از اسکندر گجستک نابود شد. کوروش کبیر که در سال ۵۸۰ قبل از میلاد چشم به دنیا گشود در کودکی به دلیل خواب نما شدن پدر بزرگش اژی دهاک در بدو تولد دزدیده شد و به دست زن و مردی چوپان سپرده شد که البته دور از اژی دهاک. چون آژی دهاک دستور کشتن اورا داده بود ولی وزیز آژی دهاک که هریاکوس نام داشت اورا نکشت و به زن و مرد چوپان تحویل داد و فرزند مرده ی انان را تحویل پادشاه ستمگر ماد داد. کوروش بچگی خود را با شغل چوپانی گذراند تا به سن ۱۰ یا ۱۲ رسید که بر اثر جریانی هوویت او فاش شد. اژی دهاک که از این مورد سخت نگران بود تصمیم گرفت اورا پیش پدرش کمبوجیه حاکم پارس بفرستد. روزها سپری میشد کوروش در کنار استادان و مربیان خود تعلیمات جنگی و درس زندگی میاموخت. تا این که او به سن ۲۰ سالگی رسید و با مردمی که از شدت رنج و عذابی که پدربزگش به انان متحمل شده بود روبرو شد. حالا کوروش فرمانروا پارس بود و باید به شکایات انان رسیدگی میکرد. انان خواستار بر افتادن حکومت ماد بودند. کوروش با مشورت بزرگان پارس به این نتیجه رسید که باید علیه پدر بزرگ ستمگر خود بپا خیزد و مردم را نجات دهد. کوروش با کمک هاریاگوس وزیر دربار اژی دهاک و و سربازان پارس و سربازانی که هاریاکوس جمع اوری کرده بود حمله به هگمتانه رو اغاز کرد و هنگامی که اسیتاک(اژی دهاک) از این موضوع پی برده بود ارتشی را برای مقابله با کوروش فرستاد که اورا متوقف کنند. امه در عین ناباوری اسیتاک تمام ارتش او به کوروش پیوسته بودند و خواهان برکناری ماد ها شده بودند. اسیتاک که شکست را به خود دیده بود تسلیم کوروش شد. کوروش نیز برحسب جوانمردی پدربزرگ خود را بخشید و حتی تا اخر عمر با او مدارا کرد ونیز برای سرکوبی شرشی در سارد که بعدها اتفاق افتاد اورا به عنوان فرانده فرستاد. بدین ترتیب سلسله ماد به دست نوه ی اخرین پادشاه ماد برافتاد تا زمینه ی بوجود امدن بزرگترین امپراتوری جهان فراهم اید.
کوروش کبیر پس از غلبه شدن بر مادها سه دشمت متحد با هم داشت که سه دولت نامی آنزمان یعنی لیدی، بابل و مصر داخل مذاکره شدند که در مقابل کوروش اتحاد سه گانه ای تشکیل دهند. بدین ترتیب کرزوس پادشاه لیدی ، نابونید پادشاه بابل نو و آماسیس دوم پادشاه مصر علیه کوروش هم پیمان شدند.
پادشاه لیدی (لیدیه) کرزوس بود. خواهر وی آریه نیس، با ایشتوویگو (آستیاک) ازدواج کرده و ملکۀ مادها بود. کرزوس علاقۀ فراوانی به توسعۀ قلمرو خود داشت ولی دو سبب خاص او را در هجوم به کوروش تشویق می کرد، یکی به واسطۀ اعتمادی بود که به نظر پیش گویان معبد، جهت پیروزی خود داشت و دیگری آنکه میخواست انتقام شوهر خواهر خود، ایشتوویگو (آستیاک) را از کوروش بگیرد.پس از سقوط دولت بزرگ ماد، کرزوس در اندیشه فرو رفت که باید بجنگ تدافعی اکتفا کند یا به کوروش حمله برد، بالاخره بعد از مشورت با غیب گوها تصمیم به حمله گرفته شد و بنای تجهیزات را گذارده و با اسپارت داخل مذاکره شد و موافقت آنها را جلب کرد.دولت بابل و مصر نیز چون از بزرگ شدن پارس سخت بیمناک بودند، مشغول به تجهیز کردن خود و آمادگی برای جنگ نمودند. سرانجام در سال ۵۴۹ پیش از میلاد، پادشاه لیدی به ایران حمله برده و ارتفاعات کاپادوکیه را که در قدیم پایتخت دولت قوی هیت ها بود، اشغال کرد. در پائیز آن سال جنگ سختی مابین لشکر لیدی و پارس روی داد. پادشاه لیدی به تصور اینکه پارسها جرئت تجاوز را در موقع زمستان، بخاک لیدی نخواهند داشت، قشون خود را مرخص کرد با این نیت که سال بعد قشون متحدین بابل و مصر هم خواهند رسید و کار پارس را خاتمه خواهند داد لیکن قشون ایران که تازه نفس و جوان بودند و تازه لذت فتوحات را کشیده بودند، از سرمای زمستان باکی نداشته تا سارد پایتخت لیدی پیش روی کردند و شاه لیدی، کرزوس مجبور شد، در نزدیکی پایتخت با آنها نبرد کند. دولت اسپارت که متحد لیدی بود، نتوانست بموقع قشونی برای کمک به لیدی بفرستد. در نهایت پایتخت لیدی سارد، به تصرف قشون ایران درآمد.قبل از سقوط سارد کوروش به یونانیها تکلیف کرده بود که با او متحد شوند ولی آنها نپذیرفتند بنابراین پس از تسخیر لیدی دست کوروش باز بود که کار مستعمرات یونانی در آسیای صغیر را یکسره کند. در سال ۵۴۵ پیش از میلاد کوروش توانست، تمامی آسیای صغیر را به تصرف خود درآورد.
نبرد بعدی کوروش که گرفتن بابل بود، کار بسیار مشکلی بنظر می رسید زیرا استحکام برج و بارههای این شهر مشهور آفاق بود. با وجود این در بهار ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش قصد تسخیر آنرا نمود و از دجله عبور کرد. در بابل بعد از بخت النصر سه نفر پادشاهی کردند تا اینکه روحانیون تاجری به نام نبونعید را بر تخت نشاندند.راجع به تسخیر بابل دو روایت موجود است. یکی از هرودوت و اسیران یهودی در بابل دیگری مبنی بر اطلاعاتی که از حفریات بابل و تحقیقات پیرامون آن بدست آمدهاست.موافق روایت اولی، تسخیر بابل از اینقرار بوده است که پادشاه بابل در نزدیکی آن شهر با قشون ایران جنگ کرد و شکست خورد و با عدۀ زیادی از قشون خود به داخل بابل پناه برد. گرفتن شهر با حمله محال بود و با محاصره هم خیلی طول میکشید زیرا بابلیها در اراضی وسیعی که در درون شهر بابل بود، کشت و زرع می کردند و بقدر کافی آذوقه داشتند، بنابراین کوروش حکم کرد، شط فرات را برگردانند پس از آنکه مجرای قدیم خشک شد، قشون ایران را از آن راه وارد بابل کرد و بدین ترتیب بدون جنگ بابل در سال ۵۳۸ پیش از میلاد بتصرف قشون ایران درآمد.موافق اسنادی که از حفریات به دست آمده، در تسخیر بابل تصور بر خیانت سرداران بابلی می رود و بشرح زیر آمده است. نبونعید مجسمه رب النوع اور را به بابل آورده، پیروان بل مردوک رب النوع بابلیها را از خود رنجاند. اینها با کوروش همدست شدند و او وقتی که رود دیاله (رود سیروان) و دجله نسبتاً کم آب بود، این دو رود را برگرداند و داخل شد و پادشاه بابل تسلیم شد.موافق هر دو روایت کوروش در معبد بزرگ بابل موافق مراسم مذهبی بابلیها تاجگذاری کرد و احترام زیادی به مذهب و معتقدات اهالی نمود. پس از تسخیر بابل تمامی ممالکی که مطیع آن بودند به اطاعت کوروش درآمدند. منجمله فلسطین و شهرهای فینیقیه. کوروش دستور آزادی تمامی اسیران یهودی در بابل که توسط بخت النصر به بابل آورده شده بودند، را صادر کرده و اجازه داد که یهودیان به فلسطین مراجعت کرده و معابد قدیم را که خراب شده بود، تعمیر نمایند.
لازم به تذکر است که نام کورش در کتاب مقدس عهد عتیق در نوزده آیه ذکر شده و در چند آیه مورد ستایش قرار گرفتهاست. و این یک افتخار برای ما ایرانیان است.
به این ترتیب کوروش کبیر صلح را در اقسانقات اسیا و خاورمیانه برقرار کرد ولی در شمال ایران فرقه ای ار سکا های وحشی و بربر که قوم به ماساژوت ها نام داشتند به قتل و قارت و کشتن مردم دست میزدند و کوروش کبیر برای سرکوبی انان لشکری فراهم کرد و به سوس شمال ایران شتافت. در میان مرز دو کشور رودخانه ای وجود داشت که با ید لشکریان دو کشور ار ان عبور میکردند. در میان ملکه ی کاست ژوت ها برا کوروش پیغام فرستاد که یا در سرزمین پارس بجنگند یا در سرزمین سکاها،چون راهی دیگه ای نداری. کوروش این مسئله رو با فرماندهان و بزرگان درمیان گذاشت که اکثرا رای به این دادند که در سرزمین خودمان بجنگیم اما دایی مادر کوروش که کرزوس پادشاه سابق لیدی بود جنگ در خاک دشمن را پیشنهاد داد که مورد قبول کوروش واقع شد که سرانجام باعث مرگ او شد. چگونه کشته شدن کوروش هنوز یک مسئله ی مبهم هست اما عده ای از تاریخ شناسان نظراتی دارند که من در کتاب تاریخ ۱۰۰۰۰ هزار ساله ی ایران خوانده ام و به این ترتیب است که:
بروسوس (مورخ کلدانی) در ۲۸۰ پیش از میلاد آوردهاست که کوروش در جنگ با طوائف داهه (دها، یکی از عشایر سکایی) کشته شده است.فوتیوس از قول کتزیاس پزشک دربار هخامنشی می نویسد که کوروش در اثر جراحاتی که در جنگ با دربیک ها به او وارد آمده بود کشته شده است. آنها فیلهایشان را رها کردند، اسب کوروش رم کرده و کوروش بر زمین افتاد. یکی از سربازان هندی که با دربیک ها متحد بودند، زوبینی به ران او انداختهاست و کوروش را به خیمهاش بردند و او در اثر این زخم بعد از سه روز درگذشتهاست. اینکه هر سه قوم یاد شده، در بالا از طوایف سکا ها بودهاند نشان میدهد که آخرین جنگهای کوروش با طوایف سکاها بودهاست اما بعید بنظر میرسد که وی در این جنگها کشته شده باشد و باقیماندهٔ سپاه شکست خورده، جسد بدون سر او را (به نقل از هرودوت) برای دفن به پاسارگاد آوردهباشند.طبق روایتهای گزنفون و استرابون این جنگها به کشته شدن کوروش منجر نشدهاست و وی به مرگ طبیعی وفات یافتهاست.در هر حال راجع به پایان کارش، هیچ روایتی را از روی قطع بر روایت دیگر، نمیتوان ترجیح نهاد.
معاون دبیر کل سازمان ملل متحد، شاشی تارور، در مقابل بازساختهٔ استوانه کوروش، نیویورکاستوانه کوروش بزرگ، یک استوانهٔ سفالین پخته شده است که در تاریخ ۱۸۷۸ میلادی، در پی کاوش در محوطهٔ باستانی بابِل، کشف شد. در آن کوروش بزرگ رفتار خود را با اهالی بابِل، پس از پیروزی شرح دادهاست.این سند به عنوان «نخستین منشور حقوق بشر» شناخته شده، و به سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آنرا به بسیاری از زبانهای رسمی سازمان منتشر کرد. نمونهٔ بدلی این استوانه، در مقر اصلی سازمان ملل، در شهر نیویورک نگهداری میشود.
ما نوادگان کورش بزرگ هستیم

ما نوادگان کورش بزرگ هستیم
آنکه میگفت من هستم کورش هخامنشی
آنکه نامش به نام نجات دهنده بشریت آمده است
آنکه لوح حقوق بشر را نوشت
آنکه یهودیان را پس از فتح بابل،
از اسارت بابلیان در آورد
و آنان را در سرزمین های خود اسکان داد
ما از نوادگان مهد فرهنگ و تمدن جهان،
امپراطوری پارس هستیم
ما از نوادگان کورش هخامنشی هستیم
آنکه آرامگاهش در پاسارگاد است
شاه شاهان ،شاه هخامنشی
آنکه آسوده خوابید
تا شاهان دیگر بیدار بمانند!
آنکه خود در کشتزار ها
چارمین بخش از یک ساعت را کشاورز میشد
و چنین گفت کورش:
من کورش هستم شاه شاهان
شاه بزرگ،شاه دادگستر
اهورامزدای بزرگ سرزمین های جهان را بمن سپرد
من به کشور ها آرمش و آزادی بخشیدم
و چنین گفت داریوش نواده کورش:
از آنجهت اهورامزدا ما را یاری کرد
که بی وفا نبودیم
دروغگو نبودیم
درازدست نبودیم
من و دودمانم موافق حق وعدالت رفتار کردیم
در یکی از باغ ها کشتزاری بود
که کورش بیل بر داشته در آنجا کشاورز میشد
و آنگاه تخت جمشید مهد تمدن جهان شد،
و پرسپولیس توانگرترین شهر در جهان بود
و بعد،که اسکندر ویرانگر
به امپراتوری پارس حمله ور شود،
و به تحریک تأییس رقاصه یونانی
پرسپو لیس را به آتش کشید،
تخت جمشید در آتش و خاکستر سوخت
و از آن تنها سکویی بر جای بماند،
تا نماد هنر راز ها،رمز ها،و تمدن پارس
در دوران هخا منشیان باشد
و امروز پس از قرنها
تنها پیکر کورش بزرگ در پاسارگاد
و تخت جمشید باقی مانده است
سکو هایی که یاد گار تمدن جهان است
و هنوز هم پا بر جا هستند
ما از نوادگان آنکه میگفت:
من هستم کورش هخامنشی
شاه جهان،شاه بزرگ،شاه دادگستر
اهورامزدای بزرگ سرزمین های جهان را
به کورش سپرد،
تا او به کشور ها آرامش و آزدی بخشد
ما از نوادگان
پندار نیک،
کردار نیك،
گفتار نیک،
هستیم.
×××كوروش×××
×××كوروش×××
تورا اين دل سرابيست خالصانه
تويي شاه جهانم عاشــــــقانه
تو با اسب سياه خود فكــندي
تمام خاكــــ دنيا فاتــحانـه
بود تنها يگان دستي به شمشير
كه گيرد دست دشمن را نشانه
چه گويم از سپــاه و ارتش تو
كه شد تا قلبــ يونان آن روانه
اگر مانده كنون اين نام ايـران
ببوســد دست شاهش عاجزانه
منم سربـــــــاز تو شاه جهانم
به كردارت به پندارت يـــگانه
همي گفتار تو گفتار نيكــ است
تو دادي درس عدل و عادلانـه
قسم خوردم به نامت آريايـــي
تويي حافظـــ خاكت هر زمانه
زنم فرياد و گويم نام كـوروش
بود تنها ســـوار جاودانـــــــه
کلمه ی "ایران" ترکیبی از دو کلمه ی "ایر" و "آن" است.
پسوند "آن" به معنای سرزمین است. که نوعی قید مکان است.
پس ایران یعنی: سرزمین "ایر"ها
و اما ایر:
کلمه ی "ایر" هم ریشه با کلمه ی "آریا" است. "آریا" یا "آریان" کلمه ی بسیار قدیم زبان سانسکریت به معنای "شرف"است. و "ایران" یعنی سرزمین آریایی ها؛ یا به عبارتی سرزمین افراد با شرف.
البته معانی دیگری در سانسکریت برای آریا در نظر گرفته شده که از میان آن می توان به "افراد معنوی" اشاره کرد.
كلمه «آریا» به معنی نجیب است . کلمه آریا در زبان سانسکریت که بخشی از زبان مردمان هندوستان بوده ،«آریه»(arya) و به زبان اوستایی،«آیریا»(airya) است .
ایریان واجا به معنی سرزمین آریاها یا ایرانیان است «ایریان و اجا » یک واژه اوستایی به معنی سرزمین قوم ایرانی است . در مورد جایگاه «ایریان واجا» که در پاره ای از منابع تاریخ ایران «ایرانویچ»(iranvich) آمده اختلاف است .در متن های اوستایی ،خاستگاه ایرانیان در محل «ایران ویچ» درآسیای میانه در کنار رودخانه جیحون است.
متن منشور كوروش كبير
کورش، پادشاه بزرگ هخامنشی که به بیان برخی مفسرین از جمله علامه طباطبایی به احتمال زیاد همان ذوالقرنین –پادشاه ستوده شده در قرآن- است، منشوری مکتوب از خود به یادگار گذاشته که هنوز نیز موجود است و به عنوان اولین منشور حقوق بشر جهان شناخته شده می شود. این منشور را با هم می خوانیم:
اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم
كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد
دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند
من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ،
هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد
و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد
و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد
من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،
كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت
و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد
من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر
بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد
من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد
و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد
من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرسد
و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ،
مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد ،
و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند ،
مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند
من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد ،
مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است
و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران
من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند
و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند
و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد
و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند

هرگز نخواب کوروش
دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد
کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فرو بست
حتی دل دماوند، آتش فشان ندارد
دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد
روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما، تیر و کمان ندارد
دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد
نادر، ز خاک برخیز، میهن جوان ندارد
دارا کجای کاری، دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند، دارا جهان ندارد
آییم به دادخواهی، فریادمان بلند است
اما چه سود، اینجا نوشیروان ندارد
سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس، شیر ژیان ندارد
کو آن حکیم توسی، شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد
هرگز نخواب کوروش، ای مهر آریایی
بی نام تو، وطن نیز نام و نشان ندارد
